یادگیری

یادگیری به فراگرفتن علم ، نحوه رفتار با دیگران و بازخورد به مشکلات ، مهارت ها ، ارزشهای معنوی یا دریافت مفاهیم گفته می شود . انسانها و حیوانات توانایی یادگرفتن موضوع های مختلف را دارند . هر چند وسعت زمینه هایی که انسان در آنها توانایی یادگیری دارد قابل قیاس با حیوانات نیست .

یادگیری از راه های مختلفی صورت می گیرد و در سنین کودکی تا کهنسالی متفاوت است . کودکان از بازی کردن با لوازم مختلف نحوه زندگی کردن را یاد می گیرند و بزرگسالان در دانشگاه و اجتماع ، یافته های خود را تکمیل می کنند .

گاهی یادگیری سر کلاس درس است و به شکلی که همه ما در سیستم های آموزشی تجربه کرده ایم و گاهی به شکل طبیعی . شکار همیشه از شکارچی فرار می کند ، اما اگر یک شکارچی مصنوعی در قفس یک شکار قرار دهیم ابتدا شکار می ترسد ولی بعد از مدتی یاد می گیرد که این شکارچی با او کاری ندارد .

یادگیری می تواند از محرک های بیرونی شروع شود ، کودک قبل از اولین باری که دستش را به آب جوشان بزند نمی داند مفهوم جوشیدن ، دمای بالا و سوختگی چیست ، اما با اولین لمس این علم به معلومات او اضافه شده و در تمامی طول زندگی با وی همراه است .

مغز انسان محل یادگیری و تجزیه و تحلیل اطلاعات ورودی به بدن است . مغز از سیستم های عصبی تشکیل شده که از نظر آناتومی ، فیزیولوژی و محل قرارگیری در سر انسان با هم تفاوت دارند . هر کدام از این سیستم های عصبی در طول مدت زندگی مسئول انجام نوع خاصی از پردازش ها هستند . کارهای پیچیده ای مانند سخن گفتن یا حل مسائل ریاضی و استدلال منطقی عواملی هستند که از چند سیستم موجود در مغز استفاده می کنند .

کودک در بدو تولد فقط از شناخت های فطری خود استفاده می کند اما با گذشت مدت زمان اندکی از تولد و پیشرفته شدن سیستم عصبی چهار نوع یادگیری را آغاز می کند :

1.    روانشناسی روزانه : کودک از چند ماهگی یاد میگیرد که با هر کدام از اطرافیان خود چگونه باید رفتار کند . نحوه برخورد او با مادر و پدرش تفاوت می کند ، که خود تفاوت بسیاری با رفتار او با افراد دیگر خانواده دارد .

2.    فیزیک روزانه : کودکان نحوه حرکت اجسام و چگونگی قرارگیری آنها در کنار یکدیگر را یاد می گیرند . دقت در استفاده از اسباب بازی هایی که این توانایی را در کودکان افزایش دهد موجب بهبود یادگیری آنها خواهد شد .

3.    زیست شناسی روزانه (everyday biology) : کودکان بدون ترس از موجودات زنده به آنها علاقه مند هستند و همیشه با کنجکاوی به دیگر موجودات زنده نگاه می کنند .

4.    یادگیری زبان : یکی از مهمترین فعالیت هایی که کودکان انجام می دهند یادگیری زبان مادریشان است .

یادگیری زبان یکی از پیچیده ترین فعالیت هایی است که انسان ها تجربه می کنند . یادگیری زبان به دو بخش تجزیه می شود ، یادگیری کلماتی که در زبان کاربرد دارد و دیگری یادگیری دستور زبان .

یادگیری کلمات از کودکی آغاز می شود و تا پیری ادامه دارد و تقریبا ً سن و سال خللی در این نوع یادگیری ایجاد نمی کند . هر شخصی در طول زندگی خود با کمی تمرین می تواند دایره لغات خود از هر زبانی را افزایش دهد .

اما بر خلاف لغت ، توانایی انسان در یادگیری دستور زبان با افزایش سن کاهش می یابد . دانشمندان دو رده سنی را برای یادگیری دستور زبان ذکر می کنند ، گروه اول زیر 13 سال است و گروه دوم بالای 13 سالگی . بخش چپ مغز مسئول تحلیل دستور زبان است . انسان تا وقتی زیر 13 سال می باشد برای درک و یادگیری دستور زبان از بخش چپ مغزش استفاده می کند و بدلیل اینکه این بخش مسئول همین کار است خیلی سریع دستور زبان را یاد میگیرد . اما بعد از 13 سالگی هر دو بخش مغز برای یادگیری دستور زبان به کار گرفته می شوند و این باعث می شود دستور زبان در سنین بالاتر مشکلتر فراگرفته شود .

به همین علت دانشمندان توصیه می کنند دستور زبان های مختلف را با تعداد معقولی کلمه در قبل از 13 سالگی به افراد آموزش دهید تا در آینده مشکل دستور زبان نداشته باشند و بتوانند معلومات خود را از نظر تعداد کلمات زیاد کنند .

همان طور که در بحث مربوط به زبان مشاهده کردید مغز دارای دوره های مختلفی برای یادگیری است . در آن زمان ها مغز کارهای مشخصی را بهتر می تواند یاد بگیرد که اگر دوره آن سپری شود با زحمت و سختی بیشترو کیفیت پایین تری آن یادگیری شکل   می گیرد . معمولا ً کسانی که در یک حرفه ای می خواهند به درجه بالا برسند می بایست در زمان مشخص آن که عموما ً سنین پایین است شروع به یادگیری بکنند . کسی که در کودکی زبان دوم خود را یاد بگیرد خیلی روان تر از کسی که زبان دوم را در بزرگسالی یاد بگیرد می تواند صحبت کند . همین بحث درباره نوازندگی هم آشکار است .

خواندن یکی از بحث هایی است که در دوران دبستان به کودکان آموزش می دهند . مغز انسان در هنگام خواندن مطالب صدای کلمات جدید را شبیه سازی می کند و از روی صدای آنها سعی در درک مفهوم می کند .

درک مفهوم نیز دارای دو شکل مختلف است بعضی کلمه ها یادآور رویداد یا یک شی هستند ، مثل آسمان ، گربه و ماشین . این نوع کلمات در بخش ویژه ایی از مغز تجزیه و تحلیل می شوند و مفهوم آنها مشخص می گردد .

کلمات دیگری به عنوان دستور زبان استفاده می شود ، مثل “است” . این نوع کلمات در بخش دیگری از مغز تعریف می شوند و در آخر ترکیب همه این مفهوم ها معنی جمله را برای شخص مشخص می کند .

یادگیری ریاضی یکی از پیچیده ترین آموزشهایی است که مغز می تواند به آن مشغول شود . ریاضی 3 بخش مجزا از مغز را درگیر خود می کند . خواندن علائم ریاضی ، دریافت مفهوم هر علامت و تجزیه و تحلیل منطقی مجموع علائم هر کدام در بخشهای مجزای مغز صورت می گیرد .

مغز انسان طی عملی به نام plasticity در طول دوران زندگی در حال تغییر شکل است . همزمان با یادگیری روزانه مطالب ،  مغز انسان نحوه قرارگیری ، تعداد نورون ها و تعداد اتصال بین آنها را تغییر می دهد . کسانی که معلومات بسیاری دارند و همیشه در حال یادگیری هستند مغزشان دائم در حال تغییر شکل و افزودن نورون هاست . این تغییر به حدی است که برای تغذیه نورون های جدید رگ های خونی جدید در مغز ایجاد می شود .

البته عکس این عمل هم وجود دارد ، در صورتی که از مغز استفاده نشود کم کم تعداد نورون های آن کم می شود که یکی از بیماری های مشهور در این رابطه آلزایمر است . اولین علامت این بیماری اضافه نشدن اطلاعات جدید به حافظه طولانی مدت فرد است . کسی که مبتلا به آلزایمر است نمی تواند اطلاعات را از short term memory به long term memory انتقال دهد .

برای یادگیری مطالب نیاز به توجه است . توجه به سه دسته تقسیم می شود :

1.    توجهی که کنترل آن دراختیار انسان قرار دارد . مثلا ً توجه به استاد در کلاس .
2.    توجهی که توسط تحریک عوامل خارجی ایجاد می شود . مثلا ً سر کلاس تلفن همراه یکی از دانشجوها به صدا در آید ، توجهی که همه به استاد داشتند ( از نوع اول) به تلفن همراه این دانشجو جلب می شود .
3.    سر حال و بیدار بودن .

در یادگیری مطالب توجه نوع اول است که به کار می آید . اگر در هنگام یادگیری توجه ما از مطلب مورد نظر منحرف شود یادگیری به کندی یا اصلا ً صورت نمی گیرد . مثلا ً وقتی سر کلاس نشسته ایم و به حرف های استاد گوش می دهیم اما ذهن ما به مطالب مختلف دیگری فکر می کند .

حافظه کوتاه مدت اولین بخشی است که اطلاعات در آن قرار می گیرند . حافظه کوتاه مدت یا Working memory به سه بخش تقسیم می شود :
1.    بخشی که اطلاعات تصویری را به شکل کوتاه مدت در خود نگهداری می کند .
2.    بخشی که اطلاعات شفاهی را در خود نگهداری می کند .
3.    بخشی که اطلاعات شفاهی و تصویری را پردازش می کند .

هنگام کارهایی مثل حل مسائل ریاضی هر سه بخش در حال فعالیت هستند . بخش اطلاعات شفاهی زمانی خیلی فعال است که مثلا ً تلفن شخصی را به علت نداشتن کاغذ باید در حافظه خود نگهداری کرده تا زمانی که وسیله نوشتن مناسب را پیدا کنید .در این حالت شروع به تکرار آن اعداد می کنید و سعی دارید با تکرار ، آنها را در حافظه خود نگهدارید .

حافظه کوتاه مدت دارای محدودیت است . این حافظه را نمی توان با اطلاعات بسیار زیاد پر کرد و انتظار داشت که همه آنها حتی در همان لحظه در حافظه بمانند . برای مثال به یک شخص جملاتی را بگویید و از وی بخواهید عبارت آخر هر جمله را در ذهنش نگه دارد . او هم می بایست جملات را به دقت گوش کرده و معنی آن را دقیقاً درک کند . جملات هم می بایست از تعداد قابل قبولی کلمه تشکیل شده و معنی دار باشند . آن شخص وقتی به جمله پنجم می رسد فشاری را در ذهن خود حس می کند و کم کم     نمی تواند قسمت آخر جملات را در ذهن خود نگه دارد ، وقتی به جمله هفتم رسید load به حداکثر خود می رسد و بعد از این کم کم امکان نگهداری همه عبارات در ذهن را نخواهد داشت .

بیشتر افراد حداکثر هفت آیتم را می توانند درحافظه کوتاه مدت خود نگهدارند . این آیتم ها با توجه به قدرت ذهن افراد متفاوت است . یک نمونه دیگر از این محدودیت که احتمالا ً تجربه کرده اید :

قسمت کمک (Help) را در MS Word باز کنید . در بعضی قسمت ها گفته شده برای انجام عملیات مشخصی می بایست مراحل زیر را انجام دهید و سپس به ترتیب 1 2 3 4 5 …. آنها را نام برده است . آیا با یک بار خواندن ، همه آنها در ذهن شما جای می گیرد ؟ یا می بایست هر بار 2 یا 3 آیتم آن را بخوانید و سپس در Word اعمال کرده و دوباره به Help بازگردید ؟ ( به خاطر سپاری این آیتم ها در حافظه بلند مدت مثل حفظ کردن شعر است و ارتباطی به این موضوع ندارد ) .

انسان توانایی چندانی در تقویت working memory ندارد . تقویت این بخش از مغز مثل پرورش اندام نیست که بتوان اندازه بازو را دو برابر کرد ، تغییرها در حافظه کوتاه مدت در حد 10 درصد است و طی مدت زمان طولانی می باشد . مثلاً وقتی کسی همیشه ریاضی بخواند ، می تواند بعد از مدتی راحت تر از قبل مسائل جدید را حل کند .

برای تقویت Working Memory راه های مختلفی گفته شده که برخی فقط بخش تصویری و بعضی دیگر فقط بخش verbal را تقویت می کند . شطرنج ، ریاضی و خواندن متنهایی که جملات طولانی و سخت داشته باشد از عوامل تقویت Working Memory  است . البته این فعالیت ها اگر مستمر باشند اثر بخش خواهد بود .

حافظه طولانی مدت محلی است که اطلاعات برای چندین سال در آن حفظ می شود . طبق یافته های دانشمندان سلولهایی که حافظه کوتاه مدت را نگهداری می کنند طی مراحلی که چندان روش آن مشخص نیست به حافظه های طولانی مدت تبدیل شده و تغییر شکل می دهند . حافظه طولانی مدت به دو دسته کلی تقسیم می شود . گروه اول اطلاعاتی است که از امور روزمره درحافظه باقی می ماند مثل اتفاقاتی که در هر روز رخ می دهد یا اینکه مداد و کاغذ به چه کار می آیند . گروه دوم اطلاعاتی هستند که درباره نحوه حرکت دادن بدن و کارکرد ابزار در حافظه طولانی مدت ذخیره می شوند ، مانند نحوه راندن دوچرخه ، یا روش استفاده از مداد .

منبع

Leave a Reply